خاطرات شیرین کودکی...

یادی از خاطره های کتاب های ابتدایی قدیمی به مناسبت فرا رسیدن مهر ماه

 

 

 

در ادامه...

.

.

.

.

.

.

حسنی به روایت امروزی... :-shad
 

 

حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
نه سیما جون ،نه رعنا جون

نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود

تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !

باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم

به دخترا دل می بازی ؟!
نه نمی دم نه نمی دم


گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها

گلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی

که شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین

یه کمی به من سواری می دی ؟!
نه که نمی دم

چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم

اما تو چی ؟
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه


در واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچه

پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری ،از اون بالا

نگاه می کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوی ! بی حیا

برو خونه تون تورا بخدا
دختر ریزه میزه

حسابی فرز وتیزه
اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه

نازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟

من نازی جوانم
میای بریم کافی شاپ؟
نه جانم

چرا نمی ای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب

اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه


حسنی یهو مثه جت
رسید به یک کافی نت

ان شد ورفت تو چت رووم
گپید با صدتا خانووم!

هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟

تو دنیای مجازی
علافی کرد وبازی

خوشحال وشادمونه
رفت ورسید به خونه

باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام

چاهارتا شرعن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام

حسنی اومد موهاشو
یه خورده ابروهاشو

درست وراست وریس کرد
رفت و توو کوچه فیس کرد

یه زن گرفت وشاد شد
زی ذی شد و دوماد شد

 

 

/ 10 نظر / 10 بازدید
نرگس

وای الهام جون عجب پستی گذاشتی خیلی زیبا و خاطره انگیزه[ماچ][قلب][ناراحت]

زمرد

کتاب سال اول دبیرستان هنوز در خاطرم هست الان طرح کتابا تغییر کرده درست؟ ولی قدیم قشنگ تر بود آخی نازی طفلکی حسنی!احساساتی شدم ممنون عزیزکم

نرگس

[خجالت]عزیزم نظرم را برای خودت گذاشتم ولی اشتباها فکر کردم اسمت الهام هست ببخشید[شرمنده]

عسل

سلام خوبین؟ خیلی اپ قشنگی بود ممنون که خبرم کردین وتو این مدت که نبودم به من سر زدین .انشالله بتوئنم جبران کنم .موفق وسلامت باشید[گل]

کفشدوزک

سلام مهربون ! واقعا مطالب قابل تحسینی داری ! منو دوستم با هم مطالبتو خوندیم ! خاطرات شیرین دبستانو بیاد آوردیم ! متشکرم تو خیلی دوست داشتنی هستی ! دوست داریم [دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست]

مینا

[خنده]به خاطر شعر آخریه [ناراحت]به خاطر اون عکسا. یادش به خیر ... ..... به وبلاگ من هم سر بزن. منتظر نظرهاتم. اگه قبول میکنی تبادل لینک کنیم.

اسپانتا

مرسی خیلی خیلی خوب بود منو یاد بچگیام انداختی واقعا ممنون

سهیلا

سلام خوبی؟ خیلی این تصاویر و دوست داستم . یاد اون موقع ها افتادم چقدر خوب بود..... الان کتاب ها آنقدر عوض شده که ........ در کل مطالبت خیلی خوبه ...دوسشون دارم. موفقشاد و سلامت باشی.[گل]