داستانهای کوچک

زندگی کوتاه است...تا زمانی که دندان دارید لبخند بزنید!

پادشاهی
نویسنده : داستانهای کوچک - ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٧/۳٠
 

پادشاهی، حکیمان را فرا خواند و گفت: مرا چیزی بیاموزید که اگر بسیار غمگین باشم، در آن نگاه کنم و غم دل از بین برود و اگر بسیار شاد باشم، در آن نگاه کنم و فریفته روزگار نگردم. حکیمان مدتی مشورت کردند و سرانجام، نگینی بر انگشتری او ساختند که روی آن نوشته شده بود: این نیز بگذرد.