|
داستانهای کوچک سازنده ترین کلمه "صبر" است/ برای داشتنش باید دعا کنیم |
||
|
چهارشنبه ۱۳٩۱/٢/٦ :: ۳:٥۸ ب.ظ :: نويسنده : داستانهای کوچک
موضوع مطلب : حقایق جالبی از زندگی / سخنان زیباو آموزنده / جملات زیباو پرمعنی پنجشنبه ۱۳٩۱/۱/٢٤ :: ۱۱:٥۳ ب.ظ :: نويسنده : داستانهای کوچک
![]() اگر دروغ رنگ داشت؛ هر روز شاید، ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست، و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود. اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛ عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند. اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛ محال نبود وصال! و عاشقان که همیشه خواهانند، همیشه می توانستند تنها نباشند. اگر گناه وزن داشت؛ هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد، خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند، و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم. اگر غرور نبود؛ چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند، و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان، جستجو نمی کردیم. اگر دیوار نبود، نزدیک تر بودیم؛ با اولین خمیازه به خواب می رفتیم، و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان، حبس نمی کردیم. اگر خواب حقیقت داشت؛ همیشه خواب بودیم. هیچ رنجی، بدون گنج نبود؛ ولی گنج ها شاید، بدون رنج بودند. اگر همه ثروت داشتند؛ دل ها، سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند. و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید؛ تا دیگران از سر جوانمردی، بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند. اما بی گمان، صفا و سادگی می مرد، اگر همه ثروت داشتند. اگر مرگ نبود؛ همه کافر بودند، و زندگی، بی ارزشترین کالا بود. ترس نبود؛ زیبایی نبود؛ و خوبی هم شاید. اگر عشق نبود؛ به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟ کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم ... اگر عشق نبود؛ اگر کینه نبود؛ قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند. اگر خداوند؛ یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد، من بی گمان، دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا. آنگاه نمیدانم ، به راستی خداوند، کدامیک را می پذیرفت؟ گزیده ای از سخنان دکتر علی شریعتی موضوع مطلب : اگر / سخنان زیباو آموزنده / جملات زیباو پرمعنی پنجشنبه ۱۳٩۱/۱/۳ :: ٥:٥٩ ب.ظ :: نويسنده : داستانهای کوچک
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند عمری با حسرت و اندوه زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران 1391
عید است ولی بدون او غم داریم
عاشق شده ایم و عشق را کم داریم
ای کاش که این عید ظهورش برسد
این گونه هزار عید با هم داریم
اللهم عجل لولیک الفرج ××× سال نو مبارک ×××
موضوع مطلب : نوروز 91 مبارک پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٤ :: ٧:۱٧ ب.ظ :: نويسنده : داستانهای کوچک
سلام... تا حالا شده احساس تنهایی کنی.فکر کنی که هیچ کسی نیست که تورو بفهمه.آره حتما شده .تو این مواقع سعی می کنی که چه حرکتی انجام بدی؟ خیلی از ماها می ریم پیش یکی از نزدیک ترین دوستانمون تا با درد و دل کردن با اون یه کم سبک بشیم.اما حتما باز هم برات این اتفاق افتاده که همون دوستت که از نظرت سنگ صبورته برای تو وقت نداشته باشه و باید به کارهای خودش برسه. اون وقت چی؟دیگه به نظرت کی هست؟ خب من اینجا می خوام یه دوست رو معرفی کنم که میلیون ها ساله که همه می شناسنش از بزرگ و کوچیک، پیر و جوون، زن و مرد،دوستی که همیشه برای همه ما وقت داره همیشه به فکر ماست همیشه خیر و صلاحمونو می خواد اما ما بی معرفتها خیلی وقتا از یاد می بریمش یا وقتی کارمون باهاش تموم شد دیگه تا مشکل بعدی سراغش نمی ریم. باز هم می ریم سراغ افراد دیگه اما اون باز هم پیش خودش می خنده و می گه عیب نداره باز هم هر موقع کارت گیر کرد بیا پیش من.تا حالا به این موضوع فکر کردی که این دوست عزیز که تنهای تنهای تنهاست دوست داره که تو هم بهش یه سری بزنی سرتو بگیری بالا بهش بگی سلام امروز فقط به خاطر خودت اومدم، اومدم که بهت بگم چقدر دوست دارم .ازت تشکر کنم که اینقدر به فکر منی و شرمندم که من اون طور که تو می خوای به فکرت نیستم.می دونم به من حتی به اندازه یک قطره هم نیاز نداری ولی باز هم شرمندم که برات بنده بدی بودم.اگه خوب گوش کنید داره یه صدایی می یاد که میگه ((یکی اون بالاست که مارو دوست داره)) موضوع مطلب : نامه ای از طرف خدا پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٤ :: ٧:۱٢ ب.ظ :: نويسنده : داستانهای کوچک
سهشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ :: ۱۱:٠٩ ب.ظ :: نويسنده : داستانهای کوچک
سهشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ :: ۱٠:٢٤ ب.ظ :: نويسنده : داستانهای کوچک
مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری را دارد . سوالات را بخوانید ۱ـ جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟ الف) ۱۱۶ سال ب ) ۹۹ سال ج ) ۱۰۰ سال د ) ۱۵۰ سال او نمیتواند به این سوال جواب دهد ۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟ الف) برزیل ب) شیلی ج) پاناما د)اکوادور حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک میکند ۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟ الف) ژانویه ب) سپتامبر ج) اکتبر د) نوامبر این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند ۴ـ اسم شاه جرج سوم چه بود؟ الف) ادر ب) آلبرت ج) جرج د) مانوئل خوب بقیه حضار باید به دادش برسند ۵ـ نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده؟ الف) قناری ب) کانگارو ج) توله سگ د) موش در اینجاست که شرکت کننده ی بخت برگشته از ادامه ی مسابقه انصراف میده اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه ی جوابها را میدانید و به این بنده ی خدا هم کلی خندیدید بهتره اول جوابها را بخوانید جوابها ۱ـ جنگ صد ساله در واقع ۱۱۶ سال طول کشید (۱۳۳۷ـ۱۴۵۳) ۲ـ کلاه پاناما در اکوادور تولید میشه ۳ـ انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته میشه ۴ـ اسم شاه جرج .آلبرت بوده که بعد از به سلطنت رسیدن به جرج تغیر یافت ۵ـ توله سگ .اسم لاتین آن insularia canaria یعنی جزایر توله سگ موضوع مطلب : سوال / جالب و خواندنی / خنده دار چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ :: ۱٢:٥٤ ق.ظ :: نويسنده : داستانهای کوچک
درباره وبلاگ باعرض سلام دوستان و بازدیدکنندگان گرامی ، اول این که به وبلاگم خوش آمدید امیدوارم که از مطالبش لذت برده باشید و وبم رو دوست داشته باشید!!و دوم این که درسته که اسم وبلاگم "داستان های کوچک " است ولی من تنها داستان تو وبم نمی ذارم هر چی که پیدا می کنم و می بینم خوبه تو وبم می ذارم و شما هم می تونید با گذاشتن نظر, در بهتر شدن مطالب و قالبم مرا یاری کنید و منتظر نظراتتون هستم و هر کسی وارد وبم میشه لطفا نظر بذاره ممنون. و سوم این که کسانی که با من تبادل لینک میکنن باید هر چند وقت یک بار به وبم بیان و نظر بذارند اگه بشه که یه وبی یه ماه به وبم سر نزنه و نظر نذاره من اون رو از لینکستان حذف می کنم. خیلی ممنون از همکاریتون و موفق باشید. منوي اصلي موضوعات آرشيو وبلاگ مطالب اخير پيوندها نويسندگان صفحات وبلاگ |
||